محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)
121
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)
دلايل العشق لا تخفى على احد * كحامل المسك لا يخلو من العبق « 1 » مشورت برادران يوسف عليه السّلام بالاخره آتش حسد برادران زبانه كشيد و كينه يوسف و بنيامين را به دل گرفتند ، حسادتشان جوشيد ، كينههايشان خروشيد و در محلى جمع شدند تا با يكديگر به مشورت و تبادل نظر بپردازند و نقشهء مشتركى عليه آن دو طرح نمايند . يكى از برادران گفت : مگر نمىبينيد كه يوسف و برادر او پيش پدر از ما محبوبترند ؟ ! مگر نمىبينيد كه به يعقوب از ما نزديكترند ؟ ! من نمىدانم چه چيزى بين ما و قلب او فاصله انداخته ؟ ! و چه چيزى ارزش ما را در نظر يعقوب كاسته است ؟ مگر ما از يوسف و برادرش بزرگتر نيستيم ؟ ! مگر ما از جهت نيروى بدنى و تجربه برتر از اين دو برادر نيستيم ؟ مگر ما در راه مصالح پدر و خدمت وى كوشش و از منافع وى حفاظت نمىكنيم ؟ ! به چه علت يعقوب ، اين دو برادر را بر ما ترجيح و برترى داده و ما را كنار گذاشته است ؟ آيا آنان به شرافتى اختصاص دارند و ما بر اين شرافت و مزيت آگاه نيستيم ؟ شايد از جهت آن است كه مادرشان راحيل را بيش از مادران ما دوست مىداشت ، ولى گناه فرزندان چيست ؟ اگر چنين باشد در اين صورت او بهطور آشكار ، حق را زير پا مىگذارد و در گمراهى و جورى آشكار بسر مىبرد . برادر ديگر گفت : دوستى يوسف و بنيامين در قلب يعقوب همانند انگشتانى كه در دست مىرويد ، رشد كرده است و حتى اگر ما علت اين دوستى و مهر و محبت را سؤال و به يعقوب اعتراض كنيم ، نتيجهاى نمىگيريم و سودى نخواهيم برد . زيرا دوستى بر قلبها حاكم است و نمىتوان مانع آن شد و در جايى كه عشق و علاقه قلبى حاكم باشد ، حديث عقل مانند فرمان حاكم معزول است . زيرا دوستى عاطفهاى است كه مىتواند بر عقل نيز حكومت كند .
--> ( 1 ) . دليل عشق مانند شخصى كه بوى خوش دارد بر كسى مخفى نيست .